محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6705
تاريخ الطبرى ( فارسي )
برخورد كه او را برداشت و سوى ابله شد . معتضد عباس را خلعت داد و سوى منزلش فرستاد . به روز پنجشنبه يازده روز رفته از شوال . معتضد از خيمه گاه خويش از در شماسيه به طلب وصيف ، خادم ابن ابى الساج روان شد اما اين را نهان داشت و چنان وانمود كه آهنگ ديار مضر دارد . چنان كه گفتهاند به روز جمعه يازده روز رفته از همين ماه خبر به سلطان رسيد كه قرمطيان جنبلا كه جزو سواد بود به ولايتدار خويش بدر ، غلام طايى ، تاختهاند و گروهى از مسلمانان ، از جمله زنان و كودكان ، را كشتهاند و منزلها را سوختهاند . چهارده روز رفته از ذى قعده ، معتضد به طلب وصيف خادم در كليساى سياه فرود آمد و روز دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه را آنجا ببود تا مردم به دو پيوستند ، مىخواست از راه مصيصه حركت كند ، خبر گيران به نزد وى آمدند كه خادم آهنگ عينزربه دارد . رهنوردان مرز و اهل خبره را احضار كرد و دربارهء كوتاهترين راه به عينزربه از آنها پرسش كرد كه صبحگاه روز پنجشنبه هفده روز رفته از ذى قعده وى را از جيحان عبور دادند ، پسر خويش على را با حسن پسر على كوره پيش فرستاد ، جعفر بن مسعر را نيز از پى وى فرستاد ، سپس كمشجور را از پى جعفر فرستاد . سپس خاقان مفلحى ، سپس مونس خادم ، سپس مونس خازن را از پى فرستاد . سپس با غلامان اطاقى از پى آنها برفت تا به عينزربه رسيد و در آنجا براى وى خيمه زدند ، خفيف سمرقندى را با عمده سپاه خويش آنجا نهاد و به آهنگ خادم از پى سرداران برفت . پس از نماز پسين مژده آمد كه خادم گرفته شد ، او را به نزد معتضد آوردند كه وى را به مونس خادم سپرد ( 80 كه در آن وقت سالار نگهبانى اردوگاه بود ، دستور داد كه ياران خادم را امان دهند و در اردوگاه ندا دهند كه هر كس در بار وى چيزى از